درد و دلهای یک سوسک غمگین با خدا

گفت:کسی دوستم ندارد.می دانی که چه قدرسخت است،این که کسی دوستت نداشته باشد؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی.حتی توهم بدون دوست داشتن…

خدا هیچ نگفت.

گفت : به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار می دهم . دنیا را کثیف می کنم . آدم هایت از من می ترسند . مرا می کشند . برای این که زشتم . زشتی جرم من است .

خدا هیچ نگفت .              

گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها . مال قاصدک ها . مال من نیست.
خدا گفت : چرا ، مال تو هم هست .

خدا گفت : دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندانی نیست . اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن " تو " کاری دشوار است . دوست داشتن ، کاری ست آموختنی و همه کس ، رنج آموختن را نمی برد . ببخش ، کسی را که تو را دوست ندارد ، زیرا که هنوز مومن نیست ،زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته ، او ابتدای راه است . مومن دوست می دارد . همه را دوست می دارد . زیرا همه از من است و من زیبایم ، چشم های مومن جز زیبا نمی بیند . زشتی در چشم هاست . در این دایره ،هر چه که هست ، نیست جزمحبت .

آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود . شیطان مسئول فاصله هاست .

حالا قشنگ کوچکم! نزدیکتر بیا و غمگین نباش.

 قشنگ کوچک نزد خدا رفت و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست.

 

/ 65 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین

غدیر»، یک «کتاب مبین» است، سندى براى تداوم خط «رسالت» در جلوه «امامت». سحاب عزیز زیبا اط غدیر نوشتی. عیدت مبارک[گل]

آرین

[گل][گل][گل]

مهسا

دشت غوغا بود،غوغا بود،غوغا در غدير موج مي‏زد سيل مردم مثل دريا در غدير در شكوه كاروان آن روز با آهنگ زنگ‏ بى‏گمان بارى رقم مى‏خورد فردا در غدير اى فراموشان باطل سر به پايين افكنيد چون پيمبر دست حق را برد بالا در غدير حيف اما كاروان منزل به منزل مى‏گذشت‏ كاروان مي‏رفت و حق مي‏ماند تنها در غدير!! [ماچ][قلب][گل] عیدت مبارک ابجی گلم[بغل]

مهسا

[بغل][ماچ][قلب][بغل][ماچ][قلب] عیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییدت مباررررررررررررک

سوژا

سلام خیلی باحال بود افرین اخیی چه سوسک با احساسی بود از ادما بیشتر حالیش بوده [نیشخند][گل]

هادي

بازهم - صحبت فرداست قرارِ ما ها بازهم - خیر ندیدیم از این فردا ها چقدر پای همین وعده ی تو پیرشدند جگر "مادر ها " موی سر "بابا ها " سیزده قرنِ گذشته همه اش فردا بود پس چه شد آمدنِ آن نفر ِ فردا ها سیزده قرن، نفسهایِ زمین پرشده از ... "پسر فاطمه"ها ای "پسر زهرا "ها سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجائیم چه کنم راه به آنجا ببرند اینجاها خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست دیدن یک نفر از ... یک نفر از آقاها باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد بازهم سرد گذشتند ، شب یلداها سلام دوست گلم اگه يادي از آقا كردي برا فرجش دعا كن

هادي

تورا به حرمت آن مادر جوان سوگند تورا به حرمت شب زنده داری زینب به خون سرخ حسین ،اشک جاری زینب تو را به حرمت حلقوم شیر خوار قسم تورا به حرمت آن مشک پاره پاره قسم به ماجرای بنفشه ،به خون پروانه به آن سه ساله که جان داد کنج ویرانه بیاونام مرا بین لشگرت بنویس بیاونام مراجان مادرت بنویس سلام دوست خوبم صبحتون بخير..

ستاره

سلام ممنونم که پیشم میای ...ممنونم/////