ایمان

روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد امده است .

فکر می کنید آن مرد چه کرد؟!

خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت ؟

او با لبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : "خدایا ! می خواهی که اکنون چه کنم؟

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود :

 

 

مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد!

 

/ 159 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست بشنو از دل ، دل حریم کبریاست نی بسوزد خاک و خاکستر شود دل بسوزد خانه ی دلبر شود [گل][گل]

هستی

چشم سحاب جان بیا آدرس وبش رو براتو میذارم خیلی داداشم گله[نیشخند]

سهیل

اگر تمايل به تبادل لينک داريد لينک من رو قرار دهيد وبا ارسال نظر در وبلاگم به من اطلاع دهيد لينک من: http://kilipmob1.persianblog.ir تکست لينک: اس ام اس sms عکس کدتقلب

سیر از دنیا

فضای خسته و پوسیده‌ی زمستانی و حسِّ مبهم «شاید تو هم پشیمانی» تمام ِ حوصله‌ام را سؤال پیچیده پر از تو ام و پر از ابرهای بارانی نشسته در اتوبوسی که ایستگاه‌اش را به هر کجای جهان می‌شود بچسبانی در انتخاب ِ خودم یا تو یا خدایی که ... که بگذریم، از این فکرهای شیطانی ببین مرا وسط ِ جاده‌های بی عابر بدون قلب ِ تو، با عشق‌های جبرانی تو را قدم زدم آن‌قدر تا که پیوستم به خط ِ ممتد ِ این جاده‌های طولانی به اعتراف گناهی نکرده افتادم مرا بلند کن از این دروغ پایانی

آرین

سلام سحاب خوبی گلم؟[گل]

سیر از دنیا

من غرق سکوت شبم سکوت شب هاي خيس سکوت شب هاي پر ستاره سکوت شب هاي باراني من دخترکي تنها عاشق ترانه ام ترانه هاي باران ترانه هاي دوستي ترانه هاي محبت اعتصامی

درنا بهاریان

سلام دوست بسیار خوبم ازت ممنونم شعر فوق العاده ای بود خستگیم در اومد عاقبت بخیر بشی به روز شدی خبرم کنی ها یاعلی

مریم سادات

سلام خاله جون عید شما مبارک[گل] اگر شما را میدیدم از بسته ها یی که که برای دوستام ومهمون ها درست کرده بودم , هدیه می دادم. حالا چی کار کنم؟؟[ناراحت] برای سلامتی شما دعا می کنم[لبخند]