و ناگهان چقدر زود دیر می شود ...
قالب وبلاگ

یا باب الحوائج ادرکنی

السلام علیک یا محمد بن علی ایها الجواد

من زخمی جبر زمانه بودم؛ زمانه خیانت به عهد خلیفة اللهی انسان!

تیر خورده جفای روزگار که بر طریقت ظالمان می چرخد! رمیده از آدمیان، که بر خوی حیوانی شان سلوک می کنند و به وحشی صفتی دلشان عادت کرده اند! وانهاده شده به تنهایی خویش که با جای خالی حضور پر شده بود! آواره در گورستان آرزوهای مدفون شده ام که آه حسرتم نیز بوی تعفن می داد؛ گویی از گور اجساد از یاد رفته، برمی خاست!

از همه سو رانده و از همه کس بریده، دست گستاخی به درگاه خانه تو دراز کردم تا هر چه به دست آمد، غنیمتی باشد برای روح شکست خورده ام در جنگ با خویشتن.

به سبب این دست درازی، مستحق مجازات بودم، اما تو دست طمع مرا از کرامت خویش نبریدی! بلکه دست محتاجم را در میان دستان اجابتت، به بهانه میهمانی ناخوانده، فشردی و در را برویم گشودی و مرا بر مائده جود خویش نشاندی!

آوازه فضل وجود تو آن قدر شهره بود که دهان به دهان چرخیده، به گوش من رسیده و مرا به در خانه تو کشانده است.

لقمه اول از طعام مهر تو را که فرو دادم، روح عصیان زده ام، در کالبد ادب فرو نشست و آهنگ طغیان در اعماق وجود خاموش گشت! گویی کسی طبع سرکش مرا رام کرده باشد و خوی افسار گسیخته ام را لگام اطاعت زده باشد. شبیه مرکب راهواری شدم که چشم بسته نیز می تواند خانه صاحب را بیابد و او را بشناسد.

تو برای من، به مثابه چشمه محبت زلالی بودی که روح له له زنان من برای قطره ای از آن، سرگشته بیابان های خشن وجود انسان هایی شده بود که در قهر دایمی با خود به سر می بردند.

سر بر دامن عنایتت خم کردم و تو لبریزم کردی از »مهربانی « که مهریه آسمانی مادرت  فاطمه علیهاالسلام  بود!

خسته و ناامید به خانه ات آمدم، اما عاشقانه از حضورت بازگشتم، با بدرقه ای از نگاه لطف و دعای خیرت که راه های ناامن زندگی را برایم رو به فرج می گشود.

آن چه تقدیر آدمی را برای رستگار شدنِ یا نشدن تغییر می دهد، آشنایی با کسانی است که بر سر راه زندگی تو قرار خواهند گرفت!

اگر تو امام زمانه من نبودی و من به جای خانه تو، به ملک دیگری سر کشیده بودم، اینک مجرمی بودم با سوء سابقه ای از گناه تنهایی خویش که به جبران شکست های پی در پی خویش، حرمانی دیگر را می آفریند، اما تو با حُسن وجود خویش، مرا از قعر جهنم باطنی ام بیرون کشیدی و روزنه امید، به بهشت زندگی ام را نشانم دادی!

خداوند سایه دست بابرکتت را از سر بی سامان دلشکستگانی چون من کوتاه نکند!

 

  یا باب الحوائج همه نیازمندان آستان مقدس الهی چشم به محبت و کرامت تو دوخته اند تا پلی باشی بین ما و سرچشمه هستی

 

میلاد باسعادت باب الحوائج امام محمد تقی (ع) بر همه حاجتمندان آستانش مبارکباد

 

[ ۱۳۸٩/٤/٢ ] [ ٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ سحاب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مرا کسی نساخت, خدا ساخت. که من کسی نداشتم کسم خدا بود.کس بی کسان... من ملک بودمو و فردوس برین جایم بود/ آدم آورد در این دیر خراب آبادم/ نیستم آدم اگر بازنگردم آنجا/ زین جهت هست که کمی دلشادم
امکانات وب

log